![]() |
![]() |
|
| آموزش های مفید برای اعضا |
|
بالاخره بعد از قرنی یه عروسی داره تو خانواده ی ما راه می افته! عروسی کی؟عروسی خواهر بچه مثبت! من نمی دونم کی حاضر شده باهاش عروسی کنه؟ اما خوب من اینقدر خوشحالم که انگار عروسی خودمه..(هر چند خواهرم ۳ سال از من کوچک تره)..........حالا داریم کار های عروسی رو میکینم.....قراره بیان خواستگاریش.......آخ که من چقدر بخندم...... آخر ما موندیم و اون رفت. آخ جون.همه چیزاش مال من میشه....... من موندم این دخترا چطوری تو دانشگاه با این پسر ها آشنا میشن که کارشون به ازدواج میکشه! ما که تو دانشگاه با هر کی آشنا شدیم یا بو میداد ،یا اینقدر کثیف و بد تیپ بود که نمیشد تو صورتش نگاه کرد، یا دو دره باز بود، یا زن داشت،یا عاشق یکی دیگه بود ،یا هم سن بابام بود..... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 0:10 توسط دختر مثبت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اهل تهرانم......
روزگارم بعد نیست...... یه لیسانسی دارم......... یه سر سوزن ذوقی.......... مادرم همیشه....... کتلت و قیمه و قرمه برام می آرد........ |
| پیوندها |
|
الهه ی عشق استاد منصوری زاده استاد مازیار ناظمی پسر های مثبت فرزاد آقای صادقی سالار و مکس پاتریک کامران نجف زاده |
|
RSS
|