![]() |
![]() |
|
| آموزش های مفید برای اعضا |
|
ا ین مطلب دارای یک (فرهنگ لغت تخصصی ) هم میباشد،در صورت برخوردن به لغت نامفهوم به پاورقی توجه کنید. .......قضیه از این قراره که، از خواب که بلند شدم دیدم اینقدر دلم درد میکنه که نمیتونم صاف صاف راه برم...خلاصه رفتم دکتر گفت:همین الان باید بستری شی...اینقد ترسیدم... بعد هی از من آزمایش و سونوگرافی گرفتن....بعد نمیفهمیدن من چمه..... اولش گفتن لباستو باید عوض کنی...یه لباس صورتی به من دادن...گشاد....به تنم زار میزد...مجبور شدم آستینامو بزنم بالا....بعد اومدن (سرم) بهم وصل کردن...بعد شروع شد...این تخت ها هر کدوم یه همراه داشتن......اینقدر حرف میزدن که سرم داشت میترکید....از ۵ سالگیشون تعریف کردن تا الان که ۶۰ سالشون بود....بعد نوبت همراهشون بود.....بعد داستان زندگی خاله و عمه و دایی و خاله و عمو . .. شب اول دیدم ساعت از ۱ شب داره میگذره اینا هنوز ول کن نیستن..تلویزیون هم صداش بالا..برقا هم روشن.....به پرستاره گفتم یه قرصه خواب به من بدین...۱۶ ساعته که نخوابیدم...خلاصه حدودای ۳ نصف شب خوابم برد........یه دفه ۶ صبح دیدم برقارو روشن کردن...اومدن آمپول بزنن.. فشارمو بگیرن... درجه بذارن.....بعد از یه ربع دکترم اومد بالا سرم....من مونده ام من خودم دیشب دکتر رو ساعت ۱۰ شب دیدم داشت تو بیمارستان قدم میزد....نمیدونم کی رفت خونه ..کی پا شد ....که ۶ صبح اونجا بود!! بعد من داشتم از بیخوابی تلف میشدم....همین که اومدم بخوابم دیدم صبحونه آوردن!!! آخه کدوم آدم عاقلی ۶ صبح صبحونه میخوره...من مدرسه هم که میرفتم صبح ها صبحونه نمیخوردم....خلاصه شروع کردیم به خوردن...بعد دیگه گفتم میشه بخوابم دیگه.......همین که چشمام رفته بود رو هم ...یه دفعه صدای جیغ زنه در اومد....(آی مادر...مادر من.....آی ی ی ی ی ی ی ....). وقت ملاقات هم که در اتاق من داشت میشکست اینقدر ملاقات کننده داشتم ا!!!جا داره از تمام مرده کشتگان عزیز سپاسگزاری کنم......! خلاصه من ۴ روز اونجا بودم....اندازه ی ۴۰ روز خاطره شد برام....گفتن آزمایشات هیچیش نیست........مرخصی....برو خونه......... اخرش هم ملوم نشد چمه....اما خودم فهمیدم که حکمتش چی بوده.........چرا من کشیده شدم اونجا..........خدا رو شکر..... البته من همین جا معذرت میخوام از تمام کسانی که دلشون بر حسب اتفاق شکسته شده........خلاصه ما رو حلال کنین.......ما بی تقصیریم....انسانیم . خطا کار....فعلا....... لغت نامه: ۱-سرم:وسیله ای است استوانه ای شکل،که در آن مایع آب و شکر و نمک ریخته شده و بوسیله ی لوله و سرنگی به بدن انسان متصل میشود. ۲-NPO: خوردن و اشامیدن ممنوع 3- c.s: سزارین 4-آنژیوکت:سوزنی است که در بدن فرو میرود . روی آن چسب میزنن تا کنده نشود و بعد از ان سرم را به ان وصل میکنند. به امید ظهور تنها منجی عالم بشریت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 23:17 توسط دختر مثبت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اهل تهرانم......
روزگارم بعد نیست...... یه لیسانسی دارم......... یه سر سوزن ذوقی.......... مادرم همیشه....... کتلت و قیمه و قرمه برام می آرد........ |
| پیوندها |
|
الهه ی عشق استاد منصوری زاده استاد مازیار ناظمی پسر های مثبت فرزاد آقای صادقی سالار و مکس پاتریک کامران نجف زاده |
|
RSS
|