![]() |
![]() |
|
| آموزش های مفید برای اعضا |
|
قسمت اول: نه..از تو انتظار نداشتم..از تویی که ادعا میکردی شاعری و بااحساس...از تویی که ادعا میکردی تو عشق شکست خوردی و در هم شکستی..از تویی که برام شعر میخوندی و میگفتی که کاش میشد این آدم ها نقابشونو از صورت هاشون بردارن....از تویی که گفتی...نه دیگه عشقی وجود نداره و واژه ی عشق رو روی کاغذ برام خط زدی.....از تو انتظار بدی کردن نداشتم......از تویی که گفتی نمیخوای بین این آدم ها بمونی......چون احساس غریبی میکنی.........و گفتی که موندن چه فایده داره.......از تویی که مثل یک فرشته با بال های سفید در لحظات سخت زندگیم به سراغم اومدی و روح تازه به من دادی........از تویی که با حرفات گل امید رو توی قلب من آب دادی و آب دادی........نه....از تو انتظار نداشتم....از تویی که با نگاهت وجود خدارو به قلب من هدیه کردی .از تویی که با کلمات و حرفای زیباحس شور و عشق رو در من زنده کردی...در دلی که سال ها بود مرده بود........از تویی که تا آخرین لحظه آرزوی بهترین هارو برام داشتی......از تویی که گفتی دست خدا رو رو شونه هات احساس کردی..........از تویی که گفتی میخوای حداقل یه (ش) از شریعتی باشی........از تویی که نجابت و وقار تو صورتت موج میزد.....از تویی که جر مهربونی و وقار چیز دیگری ندیدم.........از تویی که هنگام آخرین دیدار سرت رو به نشانه ی احترام به من خم کردی و گفتی که بر میگردی.........اما هیچ وقت برنگشتی...........از تو انتظار بدی نداشتم............... قسمت دوم: نه..از تو انتظار نداشتم....از تویی که مثل ریگ به من دروغ میگفتی و من هم باور میکردم...از تویی که معلوم نبود فکر و حواست کجاست و من فکر میکردم متین و با نجابتی...از تویی که واسه من لاف میزدی که نمی خوای بین این آدم ها بمونی و میخوای بری اما با چنگ و دندون دنبال یه لقمه نون بودی که اینجا بمونی......از تویی که فرشته نبودی...خطای دید من بود که تورو فرشته دیدم.......از تویی که حرفات نه تنها گل آرزو رو در من آب نداد،بلکه اونو زود تر خشک کرد...از تویی که حتی یه کتاب شریعتی هم نفهمیده بودی و میخواستی شریعتی هم بشی.......از تویی که موقع خداحافظی حتی آب هم تو دلت تکون نخورد.........از تویی که دنبال یه شخصیت جامع و کامل نبودی،اما نمیدونم از کجا اونو پیدا کردی.........؟؟!!! از تویی که گفتی ازدواج مال بچه مایه دار هاس.......اما نمیدونم چطور داماد شدی.........!!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 14:14 توسط دختر مثبت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اهل تهرانم......
روزگارم بعد نیست...... یه لیسانسی دارم......... یه سر سوزن ذوقی.......... مادرم همیشه....... کتلت و قیمه و قرمه برام می آرد........ |
| پیوندها |
|
الهه ی عشق استاد منصوری زاده استاد مازیار ناظمی پسر های مثبت فرزاد آقای صادقی سالار و مکس پاتریک کامران نجف زاده |
|
RSS
|