تبليغاتX
visitors ××دخترهای مثبت×× - بچه های پر رو.........
آموزش های مفید برای اعضا
 

یاد یه خاطره افتادم گفتم بنویسمش......عاشورای امسال بود که به علت مصرف بیش از اندازه ی چایی توی خیابون دیگه طاقتم تموم شد و قرار شد ماشینو در اولین مکان ممکن پارک کنیم تا من خودمو تخلیه کنماز قضا یه مسجد اون ورا پیدا شد.... ساعت حدودای ۱۲ شب بود.....مسجد کم کم داشت خلوت میشد.........چند تا بچه داشتن جلوی در مسجد می دووییدن.........به یکیشون گفتم ببخشید دستشویی کجاست؟یکی دیگه گفت اونجاس.....اون یکی گفت اینجاس.........همه با هم حرف میزدن......من دیگه طاقت نداشتم تا اینکه یکیشون گفت :آبجی بیا من بهت نشون میدم..........بعد منو برد به سمت دستشویی.........دستشوییه چند تا پله میخورد می اومد پایین....بهد چند تا دستشویی بغل هم بود که هیچ کدوم شیشه نداشت........همین طور که من داشتم کارمو میکردم و آخرای کارم بودم دیدم صدای جیغ و خنده ی یه عالمه بچه می آد.........تا درو باز کردم بیام بیرون دیدم حدود ۲۰ تا بچه که روی پله ها وای ساده بودن با خنده دوویدن تا فرار کنن....نگو از اولش وای ساده بودن منو از اون بالا دید میزدن.........دوویدم دنبالشون ....داشتم یکیشونو میگرفتم که بزنم......از دستم در رفت..........وقتی داشتم بر میگشتم ...صدای خنده هاشون از اون گوشه کنار ها می اومد.........

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 17:30  توسط دختر مثبت |